چه گریزست ز من؟

چه گریزیست ز من ؟

چه شتابیست به راه؟

به چه خواهی بردن

در شبی اینهمه تاریک پناه؟

می.فرومانده به جام

سر به سجاده نهادن تا کی ؟

او در اینجاست نهان

میدرخشد در می

گر بهم آویزیم

ما دو سرگشته تنها. چون موج

به پناهی که تو می جوئی. خواهیم رسید

اندر آن لحظه جادوئی اوج

/ 5 نظر / 6 بازدید
مهسا

يه روز بهم گفت: «مي‌خوام باهات دوست باشم؛ آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام». بهش لبخند زدم و گفتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من هم خيلی تنهام». يه روز ديگه بهم گفت: «مي‌خوام تا ابد باهات بمونم؛ آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام». بهش لبخند زدم و گفتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من هم خيلي تنهام». يه روز ديگه گفت: «مي‌خوام برم يه جاي دور، جايي كه هيچ مزاحمي نباشه. بعد كه همه چيز روبراه شد تو هم بيا. آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام». بهش لبخند زدم و گفتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه. من هم خيلي تنهام». يه روز تو نامه‌ش نوشت: «من اينجا يه دوست پيدا كردم. آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام». براش يه لبخند كشيدم و زيرش نوشتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من هم خيلی تنهام». يه روز يه نامه نوشت و توش نوشت: «من قراره اينجا با اين دوستم تا ابد زندگي كنم. آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام». براش يه لبخند كشيدم و زيرش نوشتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه. من هم خيلي تنهام». حالا ديگه اون تنها نيست و من از اين بابت خيلی خوشحالم و چيزی که بيشتر خ

مسلم

سلام .چطوری.من سرباز شدم اعلان هم تهرانم در نيرو دريايی.يه حالی هم از ما بگير.

mir

سلام ... سال نو مبارک

jjs

سلام سال نو مبارک خوشحالم از بازگشت دوبارت اميد وارم هميشه موفق باشی شعرت هم قشنگ بود.........